|
|
امروز مصادف با
خداحافظی
آخرین بار پشت تلفن هرچی که خواست بهم گفت ....
به خاطر یه اشتباهی که از قصد نبود
باور نکرد
منم خیلی حرفارو باور نمیکنم حرفا آدمارو درک نمیکنن میخوام دیگه حرفی نزنم
من آخرین بار باهاش خداحافظی نکردم
من
دیگه با هیچکس خداحافظی نمیکنم
Author To text Morid Or شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 | Subject : | Link Subject|
شک سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
و
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
*نمیدونم چرا اینجوری شدم
- چجوری؟
*دیگه حوصله هیچ چیز رو ندارم
به همه شکاکم
- حتی به خودت؟
*آره.حتی به خودم
دارم یه جورایی عوض میشم
حس میکنم لوله های قلبم داره میگیره هوا نداره
- خوب یه سرنگ بر دار توش پر هوا کن بزن به بدنت تا هوا داشته باشی
*اونجوری که میمیرم!!
-عیبی نداره بهتر از اینه که دیگرون رو اذیت کنی
*وای خدا.یعنی باید بمیرم ؟
- آره
*تاپل تو چی میگی؟بمیرم؟
تاپل:ـــــــــــــــــــــــــ
*تو هم که فقط نگام میکنی
حس میکنم پشتم یکمی سنگین شده.برای چی اینجوریه؟
- بزار ببینم.چیزی نیست داری بال در میاری
*یعنی میتونم پرواز کنم؟
- آره
*پس من میرم که بمیرم
Author To text Morid Or شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 | Subject : | Link Subject|
ژانویه سرد
ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است به آب و رنگ وخال وخط چه حاجت روي زيبا را
با دستام بغل میکردمت و فشارت میدادم طوری که فقط یک یار قدرت اونو داره ( فکر بد نکنین )
بیچاره تاپل هم تنها شده.ما دوتا فقط همدیگرو داریم
Author To text Morid Or سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 | Subject : | Link Subject|
ابر های سیاه خسته نمیشوم از این روزهای خسته،دربدری تمام میشود با این تن شکسته،ولی در افق خیالم نوری درخشید عکس فقط برای عضو ها هستند قابل نمایش میباشد
Author To text Morid Or چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
مسیح
میخوام یه بار دیگه تموم سعیمو بکنم
Author To text Morid Or پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
گریه واسه سوی چشم خوبه شاید امروز یه روز متفاوت برام بود
طعمش با طعم روزهای دیگه فرق داشت
هم خوب بود هم بد
بوی خوبی میداد این روز
اما دلم بدجوری درد گرفت
نمیدونم چرا دلش گرفته بود
داشت گریه می کرد
بغض تو گلوش گیر کرده بود
داشتم خفه میشدم
صداش میلرزید و قلب من هزار تا میزد
دلم نمیخواست نمیخواست ناراحت ببینمش
آخ دوست داشتم پیشش میبودمو با موهاش بازی میکردم
صورتشو نوازش میکردم
براش لالایی میخوندم تا گریه نکنه و آروم بخوابه
بعد آروم بوسش میدادم و میومدم
داشت همینجوری گریه میکرد
بیضا گریه نکن گریه نکن
اشکتو نامحرم میبینه ها
اگه میخوای گریه کنی برو تو اتاقت
اونجا گریه کن تا خوابت ببره
گریه برای سوی چشم خوبه عزیزم
دوست دارم
من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
Author To text Morid Or پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
زمین گرد است؟
قصه حکايتي داشت براي خود، عطر چراغ هاي گردسوز قديمي مي داد که سال ها روشن نشده بودند و حسرت به دل
تورو خدا دست از سرم بردارین
التماس میکنم دست از سرم بردارین
خستم کردین با این نظر های که میدینو من مجبورم پاکش کنم
واقعاً خستم تو رو خدا بیش از این منو نکوبونین
ممنون که نظر میدین
از شما ممنونم فاطمه خانم که نظر میدی هر چی تو دهنته میگی
و همینطور از تو ممنونم آقا بهزاد
آره من فاشیستم
از خود هم بدم میاد
اما لزومی نداره اینو به من بفهمونین
من نیازی به نظرات شما ندارم
خیلی های دیگه هستند که نظر میدن و من به نظرات شما دو نفر نیازی ندارم
Author To text Morid Or دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
دزد بی معرفت وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
* راستی دزد در کشور ما زیاد شده و تهمت نا روا خیلی میزنند
Author To text Morid Or یکشنبه یازدهم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
عشق این روزا خیلی خط خطیم
آخ یعنی میشه؟
یعنی میشه واقعاْ
اگه بشه به همه بستنی پرتقالی با طعم توت فرنگی به شیرینی شربت آلبالو میدم
هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
*اگه دیر به دیر آپ میکنم منو ببخشید.بوس بای
Author To text Morid Or پنجشنبه هشتم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
چشم و دهن امروزه همه عرض بدن میخواهند
از یار فقط چشم و دهن میخواهند
Author To text Morid Or شنبه سوم فروردین 1387 | Subject : | Link Subject|
|
|
'گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با هرچه در آن زندانی ایست دل تنهایتان شاد شود.
2006-2007© by Fashistz