|
|
امروز مصادف با
شب یلدا مرا در هفت توی سینه رازی است غمی پنهان لبی خندان دلی گیج روانی مضطرب از پوچ و از هیچ و چشمی خسته از شبنامه خواندن به دنبال امیدی بهر ماندن من و این حسرت یک خواب راحت وصبحی دورشامی بی طراوت من و حس گناهی زود کرده دلی را سوی خود مجذوب کرده من و این بار سنگین رفاقت من و دریای جوشان سخاوت من و ناراحتی افسوس اندوه من و دل نا گرانیهای انبوه رهی پر پیچ پر چاه و پر از سنگ و من تنها ومن عاشق و من منگ
Author To text Morid Or جمعه سی ام آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Doll
Author To text Morid Or پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
WHY
Author To text Morid Or پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Love Or Hate
ای کسانی که مسئول مرگ من هستین
Author To text Morid Or چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
تنفر و دوست داشتن علاقه و محبت شديدي رو که سابقا" به تو ابراز ميکردم
حالا که اين متن رو خوندي و از من متنفر شدي از تو خواهش ميکنم که اين متنو از اول يه خط در ميون بخوني تا به محبت نهفته در قلبم پي ببري
* راستی باید بگم هنر به تنهايي دربردارنده مفهوم واقعی خلاقيت است.اما مفهوم عکاسی هنری در تارو پود واقعی خلاقيت و ابداع تنيده شده . در ضمن دید من نسبت به این عکس ها صرفا جنبه هنری داره نه جنبه غیر اخلاقی و انحرافی می توان ادعا کرد که کليه رشته ها و سوژه های عکاسی در اين بخش جای خود را دارند ولی با تغييرات محسوسی که ديد هنری به آنها می دهد، شکل می گيرند.
Author To text Morid Or سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
جای خالی وقتی دوسش داشته باشی نمیتونی ترکش کنی امان از اين حس ياغي سركش تب آلود شبانه ... در دلم خالي بود جاي خالي نبودت حتي پيش تر از آنكه بيايي از زمانهاي دور ... و اين سالها نبودت را قصه گفتم براي كودك دل
تو برو پیچک من که دل کوچک من نازچشمان تو را میفهمد درد مبهوت ز لبخند تو رامیداند حرف ناگفته ی لبهای تو را میخاند توبرو پیچک من تا من شب زده از پشت غبار اندوه رفتنت را به دلم هدیه دهم با دوچشم تر و بارانی خود اشک دل خسته ی چشمان تو را بوسه زنم توبرو پیچک من فکرتنهایی این قلب مرا هیچ مکن روی پیشانی من چیزی نیست غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی پس برو پیچک من پیش گلدان جدیدت خوش باش منم اینجا با غمت می پوسم توی تنهایی خود بی خیال دنیا و چه شاید روزی آیی و آن سبد اشک مرا برداری خستگی پایان نیست دیگرم راه درازی باید که در آن هم جان نیست با که گویم غم دل بعد از آن کوچک سبد خسته و خشک که نداند هرگز هرگز از پیچک دل .................
Author To text Morid Or سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
آهوی وحشی و اينچنين بود که من با عشق آشنا شدم و چه کسي اينچنين آشنا شده است؟ آهوي وحشي من
Author To text Morid Or دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Love Story به گوشه تنهايی هايم می خزم
***
Author To text Morid Or یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
این روز ها شایعه زیاد است جاده يا کوچه... راه يا بی راهه چه فرقی می کند
Author To text Morid Or یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
فراموشی از عشق تو نفرت نصيبم شد هيچي نگو، حرفي نزن،حرف نگفته نداري - از دست تو خسته شدم بسکه بهونه مياري
Author To text Morid Or شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
back مردم همگي شعر مرا زمزمه کردند
با قلم ميگويم
Author To text Morid Or شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
بخند عشق من یکم بخند برام! بخند عشق من ... توجه : نفتي يعني جامپ، يعني جهش از دروازه دولاب به سمت زعفرانيه و گاهاً بر عكس كه در اثر آن مادرت هم ديگه تورو نشناسه! فقط میگین شاد بنویس خوب اینم شاد اما من با این ها حال نمیکنم
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
کاشکی کاش زودتر تور ا ديده بودم يا که صدايت را شنيده بودم - يا که در آغاز اولين من و تو را باهم آفريده بودند
کاش در گذشت روزها مرا زياد نمي بردي
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
مرده هم نفس میکشد کی میگه مرده نفس نمیکشه
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
می رقصد بزن مطرب که امشب دلبرم مستانه میرقصد
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
نبودن شگفتا! وقتي بود نميديدم ، وقتي ميخواند نميشنيدم ... مگر غرورها را براي آن نمي پروريم تا بر سر راه مسافري که چشم به راه آمدنش هستيم، قرباني کنيم؟؟؟
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
پس کی از ذهن من میری بیرون؟ چقدر باید عذاب بکشم تا توی لعنتی از توی این ذهنم بری بیرون
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
من دیگه از شما نیستم يکی پيپش رو روشن کنه .. به دودش احتياج دارم .. زيادی خسته شده ام
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
زیبای تصور ميكنم اگر كسي روزي يك ربع ساعت، فقط در فكر زندگي خود باشد و بينديشد كه آن را اصلاح كند، هر روز از رندگي او بهتر از روز قبل خواهد بود. ولتر
راز شاد زيستن اين است كه بداني، بنـي آدم اعضـاي يكـديگـرند كه در آفـرينش ز يك گـوهر اند
Author To text Morid Or جمعه بیست و سوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
گفتی گفتي هميشه در لابلاي سنگ هاي ناشسته به دنبال سبزه اي بگرد که همه او را لجن مي نامند
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
Author To text Morid Or پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
دریا آی دریا آی دریا ساحلت مال من است آبی صاف دلت مال من است باز کن آغوشت را من سراپا شوقم شوق پرواز و شنا دوست دارم بپرم از سر آبی تو تا خدا پنجره ای باز کنم
Author To text Morid Or سه شنبه بیستم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
سی سومین چشم به هم زدی و شد سی و سومین پست
فقط ســـوز دلم را در جـــــهان پـــــروانه میداند
Author To text Morid Or سه شنبه بیستم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
من همینم که هستم چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
می دونی واسه تو هر آدم یه تجربه است
Author To text Morid Or دوشنبه نوزدهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
مسیح شب بعد از شام آخر ، مسیح چه شد؟
شبهای رویایی دروغ است چون هر شب تاریک است، غم بار است و پر از ترانه های درد است
Author To text Morid Or دوشنبه نوزدهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
آدمخوار قبایلی هم هستند که آدمخوارند و مسافر مهمان را کباب می کنند
Author To text Morid Or جمعه شانزدهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
تنهای تنها وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟
دلتنگی هایم را برای تو می نویسم
Author To text Morid Or جمعه شانزدهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Love
روزگاريست همه عرضه بدن مي خواهند
Author To text Morid Or دوشنبه دوازدهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Dont Lave Me
من به خوشنودی خود مینگرم
Author To text Morid Or شنبه دهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
چه کنیم؟
چی کنیم دیگه امید ما همین مونا خانومه خدا میدونه چقدر دوسش دارم با اینکه ازیت میکنه ***** در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخنگوي تو ام من قامت تو را رقصیده ام
Author To text Morid Or جمعه نهم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
For You I cant sleep at nights thinking of you
Author To text Morid Or پنجشنبه هشتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
مونا دوست دارم مونای گلم دلم واست تنگه ..... بهونتو ميگيره ... هي بهش ميگم ساكت ! نميفهمه!! آروم نداره چرا اينهمه دوريم ؟؟؟ بازم جاي شكرش باقيه دو هفته يه بار كمترو بيشتر با هم چت میکنیم مونا ماهيت داره ميمره .... داره غرق ميشه . كاشكي آقاي خدا حواسش پرت شه من و تو با هم یخورده تنها بشیم يه چند سالی كنار هم زندگي كنيم.. صبح كه پاميشيم تا شب با هم باشيم .. با هم مسواك بزنيم ، با هم آرايش كنيم ... با هم تيپ بزنيم .. با هم فسنجون سوخته بخوريم .. با هم شبا تا صبح كار كنيم ...با هم از خنده ريسه بريم ... با هم با هم ..... با هم شيطوني كنيم ... امشب كه بام چت کردی آرومم كردي مونا... راس ميگي هيچكي نميتونه نميتونه من و تو رو از هم جدا كنه ..نميتونه رفاقت قشنگمونو به خاطر حسادتاش خراب كنه ..... آدم حسابياشو پر كرديم .. چه برسه به يه گوش فراری يا اون پنج انگشتي بي خاصيت که نمرشو 10 گرفته پدر پسر شجاع هم براش يه ماشين جايزه گرفته ...... حالا هم مجبوره واسه بقيه قسطاي ماشين بره سر ساختمان كار كنه ..آره منظورم همون فرنود همون پينوكيويي زشت بيريخت كه فرق پرايد سياه و سفيد رو نميدونه ... تازه تو ماشينش ميخواد چوبلباسي بچبونه هركي ميره توش كتشو آويزون كنه دپايياشم دم در بذاره موقع پياده شدن بپوشه ... یا همون آمنه که دوست خیلی خوبته من خیلی دوسش داشتم هنوزم دارم مثل یه خواهر دوسش دارم اما نمیدونم چرا نمی خواد من و تو با هم دوست باشیم شاید دلیل قانع کننده ای داشته باشه یا همون ارنیکا که فقط بلده بگه ولم کن تازشم همش فوش میده آخرشم دوتايي ازدواج میکنیم... سرشو زير آب ميكنيم ... میریم سر کار یه كوك شل ميزنيم.... كليي حال ميكنيم .... نه؟؟؟ یا اصلاً یه کافی شاپ به سبک ایتالیای میسازیم تا اون موقع تو هم آشپزس یاد میگیری مونا از ته ته قلبم كه تو توشي دوست دارم. یادته گفتی باید شاد بنویسم؟برای همین رنگ صورتی انتخاب کردم
Author To text Morid Or چهارشنبه هفتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
18+ ۱۸+
طفلي معصوم اما جاندار ميان پدر و مادري بي جان و چوبي نگران وسرگردان است ! حتما مي پرسيد مگر مي شود از پدر مادر چوبين فرزند و جانداري متحرك بوجود آيد ؟ بله ! چون وقتي اين آقا وخانم آخرين دوست دختر و پسر خود را انتخاب كردند ، بناي ازدواج گذاشتند لذا بعد از مدتي بچه دار شدند و اين آقا " بابا " و آن خانم " مامان " شدند و اساس وبنيان خانواده ريخته شد ولي از شما چه پنهان پس از مدتي باز بابا و مامان ديروز هوس ليلي و مجنون امروز را كردند و نهايتاً طلاق و بي طلاق خانواده از هم پاشيد.
Author To text Morid Or چهارشنبه هفتم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
Love دوستان شرح پریشانی من گوش کنید - داستان غم پنهانی من گوش کنید
Author To text Morid Or سه شنبه ششم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
بی گناه برای تو دعا میکنم
Author To text Morid Or سه شنبه ششم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
مرگ
چيزي عوض نشده است
Author To text Morid Or جمعه دوم آذر 1386 | Subject : | Link Subject|
|
|
'گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با هرچه در آن زندانی ایست دل تنهایتان شاد شود.
2006-2007© by Fashistz