تبليغاتX
هنرهای یک پرنده

امروز مصادف با  

 

 


فاشیست 


استاد فاشیست

جماعت طالب علم و فرهنگ این زمان این استاد فرزانه رو از دست دادن

ایشون که متولد 1289 بودند در سال 1337 کتاب "شکسته دل" را به تمدن بزرگ ایرانی تقدیم نمودند

شعر زیر از این کتاب انتخاب شده است

از آنجایی که به نظر این حقیر میرسید جماعت خوانندگان گاهی حدس بزنند که جایی از این شعر را این بنده ی سراپا تقصیر به باد فنا داده ام

باید متذکر شوم دو بار این متن را چک کردم و هیچ غلط املایی و شعری نداشت

شک نکنید! همه از ذهن  استاد فاشیست روزگار خویش تراوش نموده است

****
بیا ای همدم نازم چرا نازم کنی ما را - بیایم در برت ترسم چرا گازم کنی ما را

بی وفا وعده کردی وفا نکردی - نیایی در برم جانا چرا مچل میکنی ما را

همی نازم جمالت تا بفهمانم کمالت را - ولی افسوس نمی دانم چرا جر میدهی ما را

نکردی و مرا یادم ولی چون حق رسد دادم - تو حق را زیر پا کردی چرا بازم کنی مارا

گرم جا میزنی ما را گویی رفتم چرا رفتی - تو که رفتی نگفتی پس چرا نازم کنی ما را

تو ایندم ساقیا می ریز برای من  بدبخت - بیار بی وفا گفتم چرا مستم کنی ما را

Fashistz

 

قابل ذکر است این کتاب چاپش تموم شده حتی تو بازار سیاه هم بدست نمی آید

به امید روزی که ایرانیان بتوانند حضور چنین فرزانگان را تاب آورند

 Author To text  Morid Or دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

موسیقی پایان می یابد 

نگاهی کرد و آغوش مرا غرق محبت کرد و من در خواب چشمانش فرو رفتم

در آنجا صد هزار افسانه می دیدم و هر افسانه را صدها هزار بار می خواندم

قلب من گواهی داد که او تنهاست . که او هم چون تو تنهاست

از این رو قلب پاکم را که تنها هستیم بود برایش هدیه آوردم و آن را با سرود گریه آوردم ولی افسوس که تو تنهای تنها نبودی

فکر می کردم تو بودی قصه پرداز دل تنگم و چون من کولی صحرا نبودی فکر می کردم

از این رو شادمان گشتم برایت شادمانی آرزو کردم و از سر کوی تو برگشتشم

تو گفتی برو به ماهروی دیگری رو کن. برو به شاهروی دیگری خو کن

ولی افسوس که ای زیبا ندانستی که من با هوریان آسمان هم خو نمی گیرم

دلم تنها غریبان بی کسان آوارگان را دوست می دارد و هر شب تا سحر در پای آنان اشک میریزد

تو هم گه روزگاری بی کس و بی آشنا گشتی . شکسته خاطره و افسرده و دل مبتلا گشتی

به سوی دشت ما برگرد برایت باز می خوانم سرود آشنایی را

و شاید هم ز دل بردم افسانه ی تلخ جدایی را ...

 

امیدوارم

 

تا بهم گفت خائن رنجشی در صدایم به ارتعاش درآمد و به اختیار به یاد جمله مارلون براندو افتادم

به خاطر کدامین گناه زنده به گورش کردی ؟

و موسیقی پایان می یابد

و صدای قهقهه او که صورت دلش را زیر خاک مدفون کرد

 Author To text  Morid Or شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

o(o_o)o 

 

یه اتاق تاریک

یه سکوت بهت آلود

یه آرامش مبهم...... یه آهنگ ملایم

یه جمله عمیق وسط آهنگ

بی تو من در همه شهر غریبم

یه قطره اشک که رو گونه هام لغزید که بهم بفهمونه که چقد دلم برای داشتنت تنگ شده

امشب دستام بهونه دستاتو داره چشام حسرت یه نگاتو

یه بغض غریب تو گلوم لونه کرده و یه احساس غریب تر داره تبر به ریشه بودنم میزنه

دلم برای روزای آفتابی گذشته بی تابی می کنه وپاهام بدجور داتنگ پا گذاشتن

تو جاده باروون زده خیالته........

چقدر سخته آرزوی داشتن کسی رو داشتن که آرزوتو نداره

چقدر سخته دلتنگ کسی بودن که دلتنگ دیگری است

خواستم خط رو یادت بکشم........خواستم دیگه دلتنگت نباشم

از جام بلند شدم .......آهنگ رو قطع کردم و اشکامو پاک

اما قطره اشک بعدی هم رو گونه هام سر خورد

که بهم بفهمونه هنوزم دل تنگه

هنوزم دل تنگه ......

o(o_o)o

 Author To text  Morid Or جمعه بیست و ششم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

اینجا زمین آبی است و آسمان گرد 

خستم ...

دلم میخاد بخابم نشنوم چی میگی

دوس دارم به این همه کار مونده فکر نکنم

بیخیال پای تلویزیون خابم ببره مامانم پتو بکشه روم و سوپ داغ بیاره بخورم

از خاب بیدار شم ببینم همه جا سفیده جیغ بکشم بگم آخ جون مدرسه ها تعطیله

دلم میخاد همیشه زمستون باشه همیشه شومینه روشن باشه

همیشه تو برام شعراتو بخونی قصه هاتو

دوست دارم خابم ببره رو پاهات و خاطر ه ی صدات کابوس تمام نبودنات نشه

که هر بار میخام فراموشت کنم هر بار میخوام یادم بره که یه روزی بودی هر بار میخام عاشق بشم دوباره بپیچه مثل باد و تکرار کنه

که دیگه میترسم خودمم تکرار کنم

چشماتو بستی و چی گفتی که این همه سال خاطره شدی برام

دلم میخاد برگردم به روز اول که هنوز ندیده بودمت

برگردم و اون چیزی که تو اون روزا جا گذاشتمو پیدا کنم

برگردم و عاشقت که شدم بهت نگم

مث پسر خوبا صبر کنم که خودت بهم بگی یا اصلا عاشقت نشم

یا بخابم بیدار که شدم همه چیز درست شده باشه...تو او مده باشی و خستگی هام رفته باشه

تو قصه هاتو بخونی برام و من خابم ببره از خواب که بیدار میشم نرفته باشی

دوست دارم باز صداتو بشنوم باز حرفای خوب بزنی

دوست دارم برگردم به اون روزا که داداشک بودم واصلا نگران نبودم

اون روزا که راحت میخندیدم و راحت گریه میکردم

میتونستم باهاش حرف بزنم و اصلا نمیدونست موسیقی آلترناتیو یعنی چی

اون روزا که تنها چیزی که به وجدم می آورد آرم برنامه کودک بود و پسر بچه کارتونیه که هی صفحه ی تلویزیون رو قدم میزد

بعد دختر برادرم اداشو در می آورد ومن ریسه میرفتم

دلم میخاد ریسه برم نه از گروتسک عجیب یه نمایش

و نه از به طنز کشیدن یه مفهوم فلسفی وسط یه داستان

نه دلم میخاد ریسه برم از شنیدن یه جوک بیمزه از سر خوردن روی یخ های نصفه نیمه ی صبح های مدرسه

از پشمک سفید که باهاش پیرمرد پیرزن میشدیم که فکر میکردیم پیرشدن خنده داره

دلم لواشک یواشکی میخواد

نمیخام دیگه از پست مدرنیسم وذن وبودا بشنوم

برام مهم نیست باور میکنید خدا رو یا بعد این همه سال اعتبار میخاین ببریدش لای منگنه تا اعتراف کنه اساسا وجود خارجی نداشته

میخام فکر کنم آفریقا فقط یه تصویر تو اخبار ساعته 9 و هندی ها همشون عین فیلما رنگ و وارنگن

دلم میخاد سرمو بذارم روشونت عطر موهام بپیچه توسرت

چشماتو ببندی و بشنوم که باز میگی

چقدر خوبه ...چقدر خوبه

و من دیگه کابوس نبینم

 

کابوس

 


اینجا زمین آبیست و آسمان گردست

این جا در هر قطره یک بار میشنوی دوستت دارم

این جا تو خرچنگ میشوی و من ماهی

وعشقت چنگال های در تنم

و بوسه هایم حباب های بی پایان

 Author To text  Morid Or جمعه بیست و ششم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

ولنتاین 

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن (۱۴ فبریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.

 

valentin

 

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين برای او نامه‍ايی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاين تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی كارتهای ولنتاين مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

ولنتاین مبارک

 Author To text  Morid Or سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

محبت 

دلم برات تنگ شده

 

اما من

 

من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم

 

 به فاصله ها فكر نميكنم

 

ميدوني چرا؟؟

 

آخه  جاي نگاهت رو نگاهم مونده

 

هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم

 

رد احساست روي دلم جا مونده

 

ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم

 

چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن

 

حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟

 

آره!خودت ميدوني ميدوني كه هميشه با مني

 

ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي

 

آخه تو،توي قلب مني

 

آره!تو قلب من براي همينه كه هميشه با مني

 

براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي

 

براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم

 

آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه

 

 هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم ديگه نميتونم تحمل كنم

 

 دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم

 

دستامو كه بو ميكنم مست ميشم

 

مست از عطرت. صداي مهربونت رو ميشنوم

 

و آخر همهء اينها به يه چيز ميرسم به عشق و به تو.

 

آره به تو ! اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه

 

اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم

 

اونوقت ديگه تنها نيستم

 


حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم

 

به اين تنهايي دل بستم

 

حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست

 

پر از ياد عشقه  پر از اشكهاي گرم عاشقونه.

 

دوری

در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

 

من محبت جستجو کردم!

 Author To text  Morid Or دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

روز استقلال مبارک 

هموطنان من,وقتش رسیده که قدرتمون رو در قلب مردم کشورمان جابدهیم.

 

از ما نخواهید که بگویم چه روندی را در پیش داریم زیرا هیچ پاسخی به جوابتان داده نخواهد شد.!

 

قدرت نظامی ما در این مورد کاملاً بی فایده است.

 

خوب به حرف من گوش کنید.

 

در کل کشور ایران رشد و موفقیت کاملاً به پایان رسیده است.بنابراین حالا تمام تجهیزات نظامی از

 جمله سیستم حمل و نقل نظامی,مخابراتی و اینترنت در دستان ما قرار دارد.ما خستگی ناپذیریم و

 شکست نخواهیم خرد.این بک حمله 3 جانبه است که اگر عملی شود کشور از پایه نابود خواهد

 شد.اکنون زمان تصمیم گیری برای آینده است.به سیاست بازی ها اعتماد نکنید,به خودتان اعتماد

داشته باشید.متشکرم.و روز استقلال بر همگی مبارکباد

 

Fashistz

 

LEN M.*www.netgraffiti.tk

 

 Author To text  Morid Or شنبه بیستم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

نیمکت 

میدونستم اگه میخام یه غروب آروم داشته باشم نباید دنبال یه نیمکت خالی بگردم

اما گشتم و نشستم

میدونستم اگه میخام یه غروب آروم داشته باشم نباید سرمو تو دستام بگیرم

اما گرفتم

میدونستم اگه میخام یه غروب آروم داشته باشم وقتی کسی ازم اجازه میخاد که پهلوم بشینه

باید بگم اتفاقا داشتم میرفتم

و یه آه بکشم و برم



اما همون جور نشسته نالیدم

میدونستم اگه میخام یه غروب آروم داشته باشم اگه اون کسی که رو نیمکت نشسته باید باهاش حرف بزنم

اما ساکت موندم و فکر کردم

حالا که همه ی این کارا رو کردم باید از خیر شب آروم بگذرم

وگرنه اگه میخام یه غروب آروم داشته باشم

باید دنبال نیمکتی بگردم که یه نفر روش نشسته باشه

و البته سرشو تو دستش گرفته باشه

 

نیمکت خالی

من که از جنس تو بودم - پاي حرفاي تو موندم

چرا ميگي ناگزيري - من که هر چي گفتي خوندم

جرم من چي بود که امروز - پر گناه بي گناهم

من که عشقمو عزيزم - هر جا تو خواستي کشوندم

عاشقي کردي و رفتي - همه دار و ندارم

حالا محتاج تو هستم - کاش منم مثل تو بودم.

 Author To text  Morid Or شنبه بیستم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

Material Girls 

من فقط میتونم بگم دخترا برن ۵۰۰۰ تومان ناقابل بدن.

 این فیلم زبان اصلی رو بخرند و بعد تو خونه بشینند این فیلم رو نگاه کنند.

 یاد بگیرن دختر چطوری باشه خوشگل تره!!

Film

 Author To text  Morid Or پنجشنبه هجدهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

دختری که عاشق کلاغ ها است 

کلاغ که عاشق بشود

با خودش هم لج میکند

به خودش هم حسادت ...

ولی هیج وقت در عشقش خیانت نمیکند

و اگر در عشقش شکست بخورد

سیاه گریه میکند

ولی تا حالا کسی گریه کلاغ را ندیده است!!

نمیدانم

در عشقش شکست نخورده؟!

یا با خودش لج کرده !!

کلاغ عاشق من

کلاغ عاشق

 Author To text  Morid Or سه شنبه شانزدهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

پینوکیو 

نه آدم آدم شد , نه من قصد آدم شدن دارم!

پس بگذار پینوکیوی دروغگوی قصه ات باشم

که دروغ بگویم

همه زندگی مجازی ام را!

- که عروسک بمانم -

و فقط بگویم دوستت ندارم

که دماغم هی درازتر بشود

و تو بخندی

به تمام عروسک های جهان

و من گریه میکنم

هر شب

در خوابهای چوبی ام !

ای کاش فرشته بودی

و می فهمیدی تمام قلب چوبی ام را . . .

چوبی

 Author To text  Morid Or سه شنبه شانزدهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

دعایت میکنم 

برای تو دعا میکنم

شاد باشی و زیبایت مهربان و عزیزت از تو نفرت نخواهد

چه کار کنم غریب روزگاری است

و به قول همدم شب گریه های من

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه

بهایی داشت این دل پیشتر ها که در این روزا نمی ارزه

ارزشی نداره این دنیا

 

در نیمه شب بازی دهم

 

عشق ها می میرند

 

گل ها رنگ دگر میگیرند

 

و در این بین فقط خاطره هاست که چه تلخ و چه شیرین باقی می ماند

 Author To text  Morid Or دوشنبه پانزدهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

Unfaithful 

فیلم Unfaithful (بی وفا) درباره یه زنیه که به‌طور اتفاقی با جوونی به اسم پل که کتاب‌های دست دوم میفروشه برخورد میکنه

خلاصه بهش علاقه‌مند میشه و در نهایت این علاقه منجر به خیانت او به شوهرش میشه

شوهرش بعد از اینکه یه جوری از ماجرا سر درمیاره به خونه پل میره

باهاش درباره‌ زندگی خوب یازده ‌ساله‌ش با همسر و فرزندشون چارلی صحبت میکنه

و اینکه پل با این رابطه‌ای که با زنش داره زندگی اونا رو از هم میپاشونه

اما با دیدن هدیه‌ای که به زنش داده بود توی خونه‌ی پل به شدت ناراحت میشه و در یک اقدام جنون آمیز پل رو میکشه

از طرفی زن هم به شدت از رفتار خودش ناراحته و تصمیم داره هرچه زودتر به این رابطه خاتمه بده

غافل از اینکه همسرش از همه چیز خبر داره و حالا با یک قتل کار دست خودش داده

من که دارم همه‌ش رو تعریف میکنم خودتون ببینید

Unfaithful

 

این فیلم یه شاهکار عالی در سبک درامه

فقط اینم بگم که وقتی رازِ اون هدیه برملا میشه علت ناراحتی شدید ادوارد رو از ته قلب و وجودم میفهمم

من خودم بارها و بارها این فیلمو دیدمو با تمام وجود حسش کردم

شما هم شاهکار آدریان لین با بازی محشر دیان لن و ریچارد گر رو از دست ندین

( ترجیحا زبان اصلی و بدون زیر نویس بی ربط و مزخرف فارسی )

 Author To text  Morid Or جمعه دوازدهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

قورقور شاپ 

امروز توی اخبار گفت: بعضی از قورباغه‌ها بوی شوکولات می‌دن

عقل اينجا حکم می‌کنه که وقتی يه چيزی بوی شوکولات می ده، حتماً بايد مزه‌ی خوبی داشته باشه

چيه سوسولا ؟ ... فقط يکمی لزجه ديگه... ولی به امتحانش که می‌ارزه

من تصميمم رو گرفتم... از فردا يه قور قور شاپ باز می‌کنم و توش قورباغه‌ی شوکولاتی میفروشم

ديروز توی يه اخبار ديگه گفت: شوکولات از سکته‌ی قلبی جلوگيری می‌کنه

پس نتيجه می‌گيريم که خوردن قورباغه = جلوگيری از سکته‌ی قلبی...

البته من نمی‌دونم که گوشت قورباغه حلاله يا نه

و اينجاست که غرايز حيوانی (خوردن) بر فرايض روحانی (تهذيب نفس) ... غلبه می‌کنه

قورقورشاپ

 Author To text  Morid Or چهارشنبه دهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

در آغوشت میمیرم 

یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن ، تو باشی منم باشم

کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید.. تو منو بغل کردی که نترسم که سردم نشه ، نلرزم

می دونی ؟ تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار ، پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکیه دادم ، دو تا دستاتو دور من حلقه کردی ، بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره

چشماتو می بندی ، بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟ می گی : آره ... و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم

آروم آروم.......قصه می گی ، یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه

می دونی ؟ می خوام رگمو بزنم ، چون دست چپ...یه حرکت سریع.. یه جمله ی عمیق بلدی ؟

نه وای !!! تو که نمی بینی ، و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم

تو چشماتو بستی نمی بینی .....من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم

نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و نمی بینی که دستم می سوزه

من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ ...که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی

تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی ، من دارم دستمو نگاه میکنم

دست چپمو.....خون ازش میاد

می دو نی ؟ دستمو می ذارم رو زانوهام ، خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها

مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته نمی بینی .....

تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده ، محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه

می بینی که نا منظم نفس می کشم ، تو دلت می گی آخی............

نفسم گرفت.. می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی ، سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم

چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟

می ترسم خودمو بکشم ، از سرد شدن... از این هایی که مردن... از خون دیدن

ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم ، مردن خوب بود

آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...

همیشه در کنار تو

 Author To text  Morid Or چهارشنبه دهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

خوشمزه 

وبلاگ آپ کردن هم خیلی سخته

وقتی مخت قفل میکنه

وقتی موست کار نمیکنه

بدتر از اون وقتی که میدونی تنها چیزی که دیگرون رو به این جا میکشونه کنجکاویه نه چیز دیگه

چند روزه میخاستم یه جوری بنویسم که بفهمونم به دوستام که من عوض شدم و دیگه غصه ی منو نخورن

دیگه خاهان فرداهایی که با او خواهم داشت نیستم

دقت کنین در امید روم وا شده دیگه

فقط خاستم بگم هشت ماه تموم به همین راحتی گذشت

بدون این که بفهمم بدون این که حسش کنم

زندگی دیگه مثل ام پی تری کار میکنه

دارم تغيير ميكنم ولی چون سرعت ثابته متوجه نميشين

من یه آدم زمینی هستم و ناچارم به ساعت ها و تقویم ها ایمان داشته باشم هر چند نمیخام

من هیچ وقت با خودم رو راست نبودم

یه دیوار برای خودم درست کردم که تموم حرفام و رفتارم رو کنترل کنه

همون دیواری که بهم میگه باید ازش متنفر باشم

واسه همینه میگم مرد بودن برای من خیلی سخته

بی خیال ....

همه ی اینا رو گفتم تا بگم دیوار رو همین لحظه میذارم کنار و میگم

دلتنگی فقط واسه یه لحظه ست

واسه یه بارم که شده دوست دارم اونطوری بنویسم که دوست دارم

دوست دارم ننویسم به خاطر اون دوست دارم خودم رو بنویسم

دوست دارم واسه یه بارم که شده حتی اگه قرار اولین و آخرین بارم باشه

خودم صاحب آرزوهام باشم

خود خودم نه هیچ کس دیگه ...

الان زندگی خیلی به خودش پیچیده

این روزا من خیلی میخابم و میخورم

چند وقت دیگه شباهت زیادی به گاو پیدا خاهم کرد

هوا آسه آسه داره سرد میشه

اونقدر که من پوست کلفتم سرما میخوردم

روزای تقویم خدا بدجوری روی یک روال گیر کرده

مطمئنا خدا هم عین من سرد شده یا دوست داره همه چی همینطوری باشه

یه روزی بالاخره من رودرواسی رو کنار میذارم و بهت میگم همون اندازه که تو دوستش داری منم دوستت داشتم

توجه کردین چقدر لوس و بی مزه شدم

مزه ی خوشمزه ی من کجاس؟

مزه

 Author To text  Morid Or سه شنبه نهم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

دل شکسته 

مطمئن باش و برو - ضربه ات کاری بود - دل من سخت شکست

و چه زشت - به منو سادگی ام خندیدی - به منو عشقی پاک - که پر از یاد تو بود

و خیالم می گفت - تا ابد مال تو بود

تو برو , برو تا راحت تر - تکه های دل خود را آرام - سر هم بند زنم

 

دل شکسته

امروز خواستم یک لینک دانلود بزارم آخه خیلی ها از من میخواستند که منبع عکس هامو بهشون بگم منم یه فایل از عکس ها رو برای دانلود گذاشتم

خوب برید دانلود کنید دیگه چرا منو نگاه میکنید؟

-کجا؟

-سرقبر من

 Author To text  Morid Or دوشنبه هشتم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

معروفیت 

تا حالا شده با يه آسموني باشي؟ 

 يه عشق خالي از پوچ ، نه بريز و بپاشي؟

تا حالا شده بخواي با سر بري تو شيشه؟ 

 تا حالا شده بفهمي رفتش واسه هميشه؟

تا حالا شده بمونه داغي تو قلب خستت؟ 

 دوا جز اون نباشه واسه دل شکستت؟

پس نگو که مي فهمي درد و دلم رو اين بار 

 نگو مي فهمي رفتم ، حتي تا چوبه ي دار

نگو که دوستم نداشتي باورم نشد هميشه 

 اينا که ميگي دروغه تو دل من جا نميشه

تا حالا شده بخواي از عشق کسي بخندي؟ 

 روتم نشه که يک بار بخواي خالي ببندي؟

معروفیت

نکنه حرفاي خامم خاطر عشقمو آزرد

نکنه اسم حقيرم توي کتاباي تو خط خورد

 Author To text  Morid Or شنبه ششم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

جنون 

ترا ديري است من گم كرده ام افسوس

دگر در خواب هم رويت نمي بينم

مرا حالي است اين دوران كه مي دانم

جنون با من مدارا مي كند هر شب

چنان جانم تهي گرديده از روحت

كه اين يخ كرده را مردار مي دانند

دلم فرياد مي خواهد ولي افسوس

تنم پژواك نجوا را نمي تابد

كجا دنبال مفهومي براي عشق گردم من

كه من اين واژه را املا نمي دانم

افسوس

 Author To text  Morid Or شنبه ششم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

حس قشنگ 

تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی


تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم

 

 تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی؟

 

تا حالا شبها ٬ وقتی همه خوابن ٬ تو خلوت خودت ٬ به خاطر وجود کسی گریه کردي...

تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی... آره!! ؟؟؟

به این میگن عشق...!!!

حس قشنگیه! نه؟ .....

حس قشنگ

چقدر عجیبه که

تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره

تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه

تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده

تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

و


تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه!

 Author To text  Morid Or جمعه پنجم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

مجرم 

بر دهانم زنجیر بستند

دست هایم را به سنگ مردگان آویختند

و گفتند : تو قاتلی

غذایم را لباسم را و عشقم را که تنها برایم مانده بود را ربودند

مرا در سلولی انداختند

و گفتند : تو سارقی

از همه جا مرا راندند

زیبای کوچکم را ربودند

و گفتند : تو آواره ای

آواره

 Author To text  Morid Or چهارشنبه سوم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

 

ای خدا تو نگامه

ای خدا تو صدامه

دیگه خستم دل شکستم

میروم بزار کنم پرواز

دلشکسته

 Author To text  Morid Or دوشنبه یکم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

چی بگم؟ 

دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد

پس نامحربون ...

من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟

؟

مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر - سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم

زلف را حلقه مکن تا نکني در بندم - طره را تاب مده تا ندهي بر بادم

 Author To text  Morid Or دوشنبه یکم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

وصیتنامه 

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست

شما هم دیوانگی های مرا به یاد میسپارید و با خنده به وجود رفتنی من مینگرید

پس از مرگم:

گیتار مرا به یک مسجد بدهید تا تنها مونسم در راه خدا نواخته شود

نقاشی هایم را بسوزانید تا با نابودیم همراه و هم صدا شوند

برایم گریه کنید تا هیچ وقت غصۀ رفتنم (اگر غصه ای داشته باشد) در دلتان ماندگار نشود

در تشییع جنازه ام هر رنگی که دوست داشتید بپوشید به جز بنفش و قهوه ای

هر چه دارم را اگر ارزشی دارد بفروشید و با پولش به دست هر کودکی شاخه گلی به یادگار روزهای پاکیم بدهید

لباسهایم تن کسی نمیرود ،اگر رفت قابلی نیست

سه شنبه عصر خاکم کنید،برایم هشتم و دوازدهم و نودم بگیرید

روی کفنم امضا یادتون نره ، و با افتخار روی آن بنویسید: کالبد پوسیده یک دیوانه که به دست من فانی شد

روی سنگ قبرم بنویسید:من به آرزویم رسیدم، امیدوارم شما هم برسید

اینجا پسری به دلتنگی باران و دیوانگی باد جسمش را جا گذاشته است

همان کس که به گریه هایتان میخندید و از خنده هایتان به گریه می افتاد

من به آرزویم رسیدم

 Author To text  Morid Or دوشنبه یکم بهمن 1386  | Subject : | Link Subject|

 

(¯`'•.¸ MaD ¸.•'´¯)

'گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با هرچه در آن زندانی ایست دل تنهایتان شاد شود.

2006-2007© by Fashistz