تبليغاتX
هنرهای یک پرنده

امروز مصادف با  

 

 


زمین گرد است؟ 

 

قصه حکايتي داشت براي خود، عطر چراغ هاي گردسوز قديمي مي داد که سال ها روشن نشده بودند و حسرت به دل

زل زده بودند به چلچراغ هاي لوکس هزاره سوم

همه چيز زود تمام مي شد، جمله ها به سرعت به پايان مي رسيد و نفس ها حبس در سينه

احساس غريبي دارم اين روزها

دست و دلم روان مي نويسند و جمله ها را زود تمام مي کنند بدون حرف هاي هميشه اضافي

قدم که مي زنم ديوار ها با من راه مي افتند و تا ابرها بدرقه ام مي کنند

کسي نيست که دلش هوايي شده باشد و نداند باران کی میباره ؟

ردي سفيد از من، کشيده شده روي آسفالت خيابان؛ و امتداد آن زمين را دور مي زند و نمي رسد به آنجا که ايستاده ام

چرا گفتی زمين گرد است بیضا ؟

 

خستم

 

تورو خدا دست از سرم بردارین

 

التماس میکنم دست از سرم بردارین

 

خستم کردین با این نظر های که میدینو من مجبورم پاکش کنم

 

واقعاً خستم  تو رو خدا بیش از این منو نکوبونین

 

ممنون که نظر میدین

 

از شما ممنونم فاطمه خانم که نظر میدی هر چی تو دهنته میگی

 

و همینطور از تو ممنونم آقا بهزاد

 

آره من فاشیستم

 

از خود هم بدم میاد

 

اما لزومی نداره اینو به من بفهمونین

 

من نیازی به نظرات شما ندارم

 

خیلی های دیگه هستند که نظر میدن و من به نظرات شما دو نفر نیازی ندارم

 Author To text  Morid Or دوشنبه دوازدهم فروردین 1387  | Subject : | Link Subject|

 

(¯`'•.¸ MaD ¸.•'´¯)

'گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با هرچه در آن زندانی ایست دل تنهایتان شاد شود.

2006-2007© by Fashistz