تبليغاتX
هنرهای یک پرنده

امروز مصادف با  

 

 


ژانویه سرد 

 

ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است به آب و رنگ وخال وخط چه حاجت روي زيبا را

ژانویه

 

با دستام بغل میکردمت و فشارت میدادم طوری که فقط یک یار قدرت اونو داره ( فکر بد نکنین )

انگشتات با باد سرد ژانویه یخ زده بودن

روح ما عشق رو میسازه تا وقتی که خورشید هست

تو یک رویائی که دوست ندارم از اون بیدار بشم

تو اونجا بودی منم همینطور . قلبم در خواب اون جاده کوتاه متوقف شد

بازوت ، دستت ، سرت و بدنت با فشارش باعث شد خون من متوقف بشه

من اینجام و تو رفتی . تو ناپدید شدی و منو ترک کردی حتی بدون اشاره یک خداحافظی ( تفلکی )

فضای چشمات روح و احساس منو جذب خودش کرد . تو نفس منو تو کیفت گذاشتی و دویدی

و من شروع به گریه کردم . این چه جادوئیه ؟

 

بیچاره تاپل هم تنها شده.ما دوتا فقط همدیگرو داریم

 Author To text  Morid Or سه شنبه سوم اردیبهشت 1387  | Subject : | Link Subject|

 

(¯`'•.¸ MaD ¸.•'´¯)

'گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با هرچه در آن زندانی ایست دل تنهایتان شاد شود.

2006-2007© by Fashistz